شب است و شب دریا، شب سرد و غریبی است
میان زوزه های باد ، صدای ناله ای می اید
می شنوی فریاد گنگی است
که هر دم می شود، صد بار تکرار
ان ناله ها از ان زنی ست
که فریادش او را هر شب می برد تا پای دار
مرا ببخش این بار هم قول من قول نبود
گفته بودم تو را از یاد می برم اما نشد
دلم هوای گریه کرده
دلم شانه هایت را بهانه کرده
برچسب: دل نوشته,دل نوشته های زیبا,دلنوشته غمگین,
نویسنده: روژان پاکدل